بلاگ

نقد و بررسی بازی Dark Pictures Anthology

مجموعه ي ماجراجويي و ترسناك Dark Pictures Anthology هر سال يك سري قابل قبول منتشر مي كنه و قسمت سوم اين مجموعه، يعني House of Ashes هم از اين قاعده مستثني نيست. با اينكه اين قسمت قهرماني باحال و لحظاتي لذتبخش داره اما در بخش ترس و ماجراجويي كلي، يه كم كارش مي لنگه.

اگه با اين مجموعه آشنايي ندارين، بدونين كه اين بازي مثل يه فيلم سينمايي با كاتسين هاي طولانيه كه يه وقتايي به طور ناگهاني از شما مي خواد كه يه سري دكمه بزنين و شما هم در آني از لحظه بايد تصميم بگيرين. ممكنه با دير زدن دكمه ي مورد نظر، يكي از كاراكترها رو زودتر از موعد و براي هميشه به سفر ابدي (يعني مرگ) بفرستين. من اين درگيري دائمي بازي و اينكه نمي تونستم يك لحظه هم دسته رو كنار بذارم رو هميشه دوست داشتم. البته، اين موضوع براي كساني كه خيلي سريع نيستن مي تونه اعصاب خرد كن باشه، براي همينه كه من عاشق تنظيمات و دسترسي جديد اين بازي شدم. بازي حالت آسون، متوسط و دشوار براي بازيكن ها گذاشته، تا هر بازيكني با هر سطح توانايي بتونه از داستان لذت ببره. همچنين، اين قابليت كه مي تونين مدت زمان واكنش تون به دكمه ها و اينكه همه ي اتفاقات با يه دكمه انجام بشن رو تنظيم كنين، عاليه. اين بازي كار رو براي كساني كه واكنش هاشون به اندازه مرد عنكبوتي سريع نيست و مي خوان تحت فشار كمتري بازي كنن، خيلي ساده كرده.

يكي ديگه از ويژگي هاي اضافه شده به بازي، قابليت كنترل دوربين به صورت ٣٦٠ درجه ست، كه به شما آزادي عمل بيشتري موقع گشت و گذار ميده. اين موضوع جستجو براي اطلاعات حياتي و هشدارها براي مرگ زودرس رو طبيعي تر مي كنه و كاري كرد كه من دلم بخواد بيشتر تو بازي چرخ بزنم. البته چرخش و حركت كُند بازيكن ها مي تونه كمي آزاردهنده باشه. تو بازي شما مي تونين با يه چراغ قوه مكان هاي تاريك رو ببينين، هرچند اين كار از سرعت تون كم مي كنه، اما استفاده نكردن اين بازي براي ترسوندن بيشتر، باعث نااميدي من شد. همچنين بيشتر جاهاي بازي نور كافي دارن و لازم به استفاده از چراغ قوه نبود.

رويدادهاي اين بازي در سال ٢٠٠٣ در عراق هست و از جنگ هاي بحث برانگيز ايالات متحده در اين كشور به عنوان پس زمينه ي داستان بهره مي گيره. يه گروهِ از هم پاشيده ي سربازان نيروي دريايي آمريكا به همراه يه سرباز عراقي، در جستجوي بمب هاي (احتمالاً) شيميايي صدام حسين، داخل يه معبد زيرزميني گير مي افتن. اون ها كه در اين معبد حبس شدن، بايد با هم همكاري كنن تا بتونن از گزند ارتش موجودات باستاني جون سالم به در ببرن. شما گوشه و كنارهاي محيط بازي مي تونين يه سري اطلاعات تاريخي پيدا كنين، اما به غير از اون ديگه بازي زياد وارد مسائل سياسي جنگ ها نمي شه و فقط مي گه “جنگ بده” و “سربازها هم ناچار هستن و مليت شون مهم نيست”، كه به نظر من وارد نشدن بازي به مسائل سياسي نكته ي خوبيه. بيشتر بازي قصد داره روي اصطلاح “دشمنِ دشمنم، دوست منه” مانور بده و خيلي روي موضوعات عميق نمي شه. من كاملاً موضوع بازي رو متوجه شدم و نياز به تحليل خاصي از سمت ناشران بازي نداشتم.

اگه تو اين بازي به دنبال ترسيدن (در حد دستشوئي كردن) هستيد، احتمالاً نااميد بشين. چون بااينكه موجودات داخل بازي عالي ساخته شدن و طراحي ترسناكي دارن، اما در اون حد نمي تونن حس ترس رو القا كنن. كلام آخر: بازي House of Ashes هميشه در نقل داستان قوي نيست و ترس هاي عميق نداره، اما مي تونه يه بازي هيجان انگيز، نفس گير و جذاب باشه.

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.